نمي دانم چه مي خواهم بگويم

زبانم در دهان باز بسته است...در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته است

سلامی مجدد...
ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٢  

گاهی گمان نمیکنی و می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام عالم گدای تو می شود

ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد


کلمات کلیدی:
سکوت...
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٥  

غمی در استخوانم می گدازد...


کلمات کلیدی:
غصه نخور مسافر...
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٦  

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز
نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست
غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت
فدای برق ناز اون چشمای قشنگت

غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر بازم می آی به زودی
ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو می دونم هیچ کس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند
بهار تو بر می گردی چیزی نمنونده بخند
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس
سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس
غصه نخور مسافر تو خود آسمونی
در آرزوی روزی که بیای و بمونی


کلمات کلیدی:
راز درون پرده...
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳٠  


کلمات کلیدی: